السيد موسى الشبيري الزنجاني
6414
كتاب النكاح ( فارسى )
چرا كه عيوب موجب فسخ را منحصر در چهار عيب كرده است و خصاء را جزو آنها به شمار نياورده است . لا يقال : از آنجا كه عيب « عفل » در روايت مخصوص به زن است ، پس روايت اختصاص به بيان عيوب موجب فسخ در مورد زن دارد و شامل مرد نمىشود . فانه يقال : قبلا هم گفتيم كه اينكه بعضى از عيبها مخصوص به زن است ، دليل نمىشود كه عيبهاى ديگرى كه مصداق مرد هم دارند ، اختصاص به زن پيدا كنند . 3 - جواب از ادله ذكر شده الف - جواب دليل اول : اين است كه در هنگام بررسى روايات دلالتكننده بر جواز فسخ در خصاء توسط زن ، اعتبار سند برخى از آن روايات را بيان خواهيم كرد . ب - جواب از روايت غياث ضبى : اولًا : اين روايت از نظر سند مخدوش است و هيچ يك از راههاى مذكور نمىتواند سند آن را اعتبار ببخشد . ثانياً : دلالت آن هم ناتمام است ؛ چرا كه دو احتمال در مقصود از « الرجل لا يرد من عيب » وجود دارد كه عبارتند از : 1 - « الف و لام » در « الرجل » براى جنس باشد ، يعنى عيوب مرد موجب رد نيست ، مگر در عنن كه استثناء شده است . لكن اين احتمال خيلى خلاف ظاهر است ، مثل اين است كه گفته شود كه « احترام زيد عالم واجب است و هيچ عالمى را نبايد احترام كرد . » ! ! 2 - « الف و لام » در آن براى عهد ذكرى باشد و اشاره به رجلى باشد كه در روايت ، مسأله يك مرتبه وقاع ، به او نسبت داده شده است و مقصود اين باشد كه چنين مردى ، ديگر از هيچ عيبى ردّ نمىشود . و اين احتمال اگر چه عهد ذكرى بودن « الف و لام » در آن خلاف ظاهر است ، لكن عرف از اين معنا ابائى ندارد و طبق اين معنا ، روايت مذكور اختصاص به عنين يافته و ديگر نيازى به خارج كردن عنين ، جنون و